نغمه های چیچست

اجتماعی ،هنری

 

یک قدم تا جهانی شدن

موسیقی مکتب عاشیقی ارومیه ثبت ملی شد

 موسیقی مکتب عاشیقی ارومیه بعد از سالها کش و قوس و رقابت با سایر استانهای عاشیق خیز ایران به شماره 165 در فهرست میراث  فرهنگی ناملموس کشور ثبت ملی گردید.

موسیقی عاشیقی از اصلی ترین شاخصه های ملت های ترک زبان در سراسر جهان است که در ایران دارای مکتبهای مختلف می باشد که در این میان مکتب عاشیقی ارومیه بنابه نظر کارشناسان و اساتید این هنر در سراسر جهان اصیل ترین و قدیمی ترین مکتب  عاشیقی می باشدکه تا به امروز اصالت خود را حفظ کرده است.

مکتب ارومیه مکتب عرفان، حماسه و عشق است که 54 مقام باقی مانده از آن (گردآوری شده در آلبوم اورمودان گلن سسلر) توسط هنرمندان عاشیق که امروزه بیش از یکصد نفر از آنها به مرکزیت شهرستان ارومیه در سطح استان فعالیت می کنند و عضو کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی به عنوان تنها کانون رسمی کشور می باشند در عروسیها، قهوه خانه ها و بعضی وقتها در مراسمات رسمی اداری اجرا می شوند. 

تکنوازی عاشیقها، غیر ریتمیک بودن مقامها، کلامی بودن موسیقی ارائه شده در کنار آلت موسیقی (قوپوز) هفت سیمه با 14 پرده به نام 14 معصوم از شاخصه های اصلی مکتب عاشیقی ارومیه است که آنرا در سطح ایران و جهان منحصر به فرد کرده است.

در این مکتب مفاهیم عرفانی و حماسی به اوج خود می رسد و مفاهیم اجتماعی که سرشار از آداب و رسوم سنتهای پاک مردم گذشته این دیار است در قالب داستانهای شیرین و اشعاری با مفاهیم ساده و در عین حال تاثیرگذار از شاعران گمنام ارائه می گردد.

دوللو مصطفی ، بالولو مسکین، فرهاد سلیمی، عزیز مرادخانی، قرمزه باش علی، درویش وهاب زاده و دهها نفر دیگر که بسیاری از آنها به علت فقدان تاریخ نویسی و عدم پژوهش در این زمینه فراموش شده اند،از ستاره های درخشان این هنر در 200 سال اخیر می باشند که جا دارد از امروز به بعد با توجه به ثبت ملی این مکتب بیشتر به آن پرداخت و در جهت ترویج و حفظ آن کوشش دوچندان کرد.


+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1392ساعت 12:11  توسط داریوش علیزاده  | 

همزمان با مراسم چهارمین سالگرد کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی

پیشکسوتان موسیقی عاشیقی شمالغرب کشور در ارومیه تجلیل شدند

 همزمان با مراسم چهارمین سالگرد کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی که ششم آبان سال جاری در حوزه هنری برگزار شد از مقام هنری تعدادی از پیشکسوتان هنر عاشیقی شمالغرب کشور در ارومیه تجلیل شد.

در این مراسم که با حضور رییس حوزه هنری استان، مدیر کل پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان، معاون گردشگری میراث فرهنگ، صنایع دستی و گردشگری استان و جمعی از مقامات استانی برگزار گردید از مقام هنری عاشیقها محمد حسین دهقان، اسمعلی لطفی، یوسف اوهانس از ارومیه، مسلم عسگری از زنجان، احمد مصطفوی از قم (ساوه) حسن اسکندری و چنگیز مهدی پور از تبریز با اهداء لوح تقدیر و کتاب نفیس باغ شهر ارومیه از طرف حوزه هنری استان تجلیل شد.

همچنین از دست اندکاران کانون عاشیقها از جمله هدایت مهری، عشقعلی ابراهیمی و رضا پوینده به عنوان نماینده عاشیقها به ترتیب از شهرستانهای میاندوآب، خوی و نقده و همچنین مصطفی قلیزاده علیار و عاشیق علیار و عاشیق علی کریمی به عنوان مجریان برنامه هفتگی کانون و از داریوش علیزاده به عنوان موسس و مدیر کانون عاشیقهای حوزه هنری تقدیر به عمل آمد.

عاشیقها اسمعلی لطفی، یوسف اوهانس و محمد حسین دهقان از عاشیقهای پیشکسوت استان آذربایجان غربی هستند که نسل کنونی عاشیقها بیشتر از شاگردان این سه هنرمند با سابقه هستند که بیش از نیم قرن در حوزه موسیقی عاشیقی فعالیت داشتند.

عاشیق مسلم عسگری نیز از بزرگان این موسیقی در استان زنجان است که طی سالهای گذشته کنسرتهای مختلفی را در کشورهای جهان اجرا کرده و مورد تقدیر سازمان یونسکو قرار گرفته است.

عاشیق چنگیز مهدی پور دارای نشان درجه یک هنری کشور است که با ارائه ایده ها و تکنیکهای جدید در هنر قوپوز نوازی و اجرای دهها کنسرت موسیقی در کشورهای مختلف جهان نقش اساسی در شناختن موسیقی عاشیقی بین ملل جهان داشته است و به همراه استاد حسن اسکندری یکی از پایه های موسیقی عاشیقی در شمالغرب کشور و بخصوص شهرستان تبریز است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1392ساعت 12:8  توسط داریوش علیزاده  | 

گردهمایی بزرگ عاشیقهای ایران در ارومیه

چهارمین سالگرد کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی برگزار شد

چهارمین سالگرد کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی روز دوشنبه، ششم آبان سال جاری با حضور جمع زیادی از علاقمندان و هنرمندان عاشیق استان آذربایجان غربی و بزرگان عاشیق استانهای آذربایجان شرقی، زنجان و قم در سالن شیخ صفی الدین اورموی شهرستان ارومیه برگزار شد.

در این برنامه بعد از اجرای سرود جمهوری اسلامی ایران و پخش آیاتی چند از کلام ا... مجید، رییس حوزه هنری استان طی سخنانی ضمن خوش آمدگویی به حاضران در سالن بر اهمیت موسیقی عاشیقی به عنوان یکی از شاخصه های اصلی فرهنگ و هنر استان اشاره و بر حفظ و نگهداری از آن تاکید کرد.

در ادامه برنامه عاشیق حسن اسکندری از تبریز به اجرای برنامه پرداخت و سپس عاشیق مسلم عسگری از زنجان قطعاتی از موسیقی عاشیقی منطقه خود را برای حاضران در سالن عرضه کرد.

اجرای زیبای مقام دورآخانی از مکتب ارومیه توسط استاد پیشکسوت ارومیه عاشیق اسمعلی لطفی در میان تشویق جمعیت حاضر در سالن و تحسین استاد چنگیز مهدی پور و اجرای دئیشمه (مناظره) توسط عاشیقها علی کریمی قره آغاجی و نباتعلی علیزاده از قسمتهای جذاب این مراسم بود.

اجرای موسیقی توسط عاشیقها احمد مصطفوی از ساوه، یوسف اوهانس از ارومیه، هدایت مهری از میاندوآب، رضا پوینده از نقده، محرم علی سلمان نوه سی از خوی و قرائت شعر توسط بهرام اسدی، گالی موسی از تبریز، هدایت بهزادنیاو جلیل بهرامی از نقده برنامه هایی بودند که در قالب چهارمین سالگرد کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی در سالن صفی الدین اورموی حوزه هنری آذربایجان غربی اجرا شدند.

پخش ویدئو کلیپ از اجراهای عاشیقهای در گذشته استان از جمله عاشیق فرهاد سلیمی، عاشیق عزیز مرادخانی، عاشیق درویش وهاب زاده، عاشیق علی علیزاده، عاشیق گلاب حسین خانی، عاشیق عباس عباس زاده و عاشیق قلی موسیقی به همراه پخش اجرایی از عاشیق حسن اسکندری که در سال 1355 شمسی در صدا و سیمای مرکز تبریز ضبط شده بود از دیگر برنامه های این مراسم بود.

مسئول کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی در بخشی از مراسم طی سخنانی ضمن ارائه گزارش از روند اجرایی کانون طی سه سال گذشته با تبیین اهداف و فعالیتهای کانون بر تاثیر فعالیت کانون عاشیقها در رشد و توسعه هنر عاشیقی در استان آذربایجان غربی و ترویج این هنر بومی در کشورهای همجوار اشاره کرد.

داریوش علیزاده افزود: موسیقی عاشیقی یکی از پایه های اصلی فرهنگ و هنر دیار آذربایجان است که در حفظ و ترویج این میراث بی همتا باید بیش از بیش کوشا بود و در انتقال آن به نسل جوان بایستی با مدیریت خاص و برنامه ریزی منظم و دقیق هر روز بهتر از دیروز عمل کرد.

اجرای موسیقی توسط عاشیق چنگیز مهدی پور در میان سکوت تامل برانگیز مشتاقان و علاقمندان این هنرمند برجسته موسیقی عاشیقی در جهان و اهداء لوح تقدیر و هدیه ای از طرف حوزه هنری استان به پیشکسوتان موسیقی عاشیقی و عوامل کانون عاشیقها نقطه پایانی مراسم سه ساعته چهارمین سالگرد کانون عاشیقها در سال جاری بود.

کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی در سال 1389 با هدف حفظ و ترویج موسیقی عاشیقی در استان و حمایت از هنرمندان این رشته توسط واحد موسیقی حوزه هنری استان آغاز بکار کرد و طی سه سال گذشته با جذب بیش از 130 نفر عصو فعال از عاشیقهای استان و اجرای بیش از 140 عنوان برنامه در سالن صفی الدین حوزه هنری نقش اساسی در ترویج این نوع از موسیقی در منطقه شمالغرب کشور و استانهای همجوار داشته است.

 

 

                                                                                         

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1392ساعت 12:7  توسط داریوش علیزاده  | 

ارومیه سرزمین عا شیقها

موسیقی یکی از قدیمی ترین رشته های هنری است که قبل از پیدایش انسان در طبیعت وجود داشته و در واقع توسط ذهن پویای بشر تسخیر شده و امروزه به عنوان یکی از زیباترین رشته های هنری در تمامی جوامع مورد استفاده قرار می گیرد.

احساس – نوع تفکر – زندگی – شادیها و غمهاو بسیاری دیگر از مسائل بشری موضو هایی هستند که می توان آنها را از لا به لای جملات موسیقی یایی هر قومی استخراج کرد و در واقع گذشته و تاریخ آن قوم را در موسیقی آن جستجو و هویدا نمود.

امروزه موسیقی جزو جدایی ناپذیر زندگی بشریت از ابتدایی ترین تا پیشرفته ترین آن شده است که مرزی برای استفاده از آن وجود ندارد طوری که استفاده های سرگرمی – نظامی – رسانه – ورزشی دینی – دیجیتال و در دوره اخیر پزشکی علم موسیقی را به عنصر اصلی زندگی انسانها تبدیل کرده است.

در دورانهای گذشته بخصوص در ایران که یکی از خاستگاههای اصلی موسیقی خاور میانه می باشد موسیقی را در کنار علومی  چون نجوم  و هندسه جزو علوم ریاضی می دانستند و دانشمندان و اهل فضل و ادب موظف به یادگیری این علم بودند . این مسئله  با نگاهی به آثار دانشمندان بزرگ ایرانی کاملا آشکار است که بزرگانی چون ابو علی سینا – ابوریحان بیرونی – فارابی – حافظ – سعدی – و مولانا دست گرمی در موسیقی داشته و قریب به یقین جزو اساتید این رشته بودند.

ایران سرزمین موسیقی است که از دورانهای قدیم تا به امروز این هنر در آن جریان داشته و به تعداد اقوامی که در این سرزمین باستانی زندگی میکنند انواع موسیقی در آن رشد یافته و اجرا می گردد. ترکمنها – بلوچها – عربها – لرها – کردها و ترکها هر کدام در عین ارتباط فرهنگی ، موسیقی ویژه خود را دارند که ایران را از این لحاظ  به یکی از کشورهای برتر جهان تبدیل کرده است که در این میان آذربایجان و بخصوص شهرستان ارومیه جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است.

در آذربایجان و بخصوص شهرستان ارومیه موسیقیهای مختلفی در جریان است که مهمترین و مردمی ترین این موسیقیها موسیقی عاشیقی می باشد و شهرستان ارومیه به علت داشتن مکتبی مهم و منحصر به فرد از چهره های شاخص آن است

موسیقی عاشیقی در ارومیه اصیل ترین و بومی ترین هنر مردمان این دیار است که از صدها سال گذشته در این شهر جریان داشته و تا به امروز سینه به سینه توسط عاشیقها به نسل کنونی منتقل می گردد.

مکتب عاشقی ارومیه محل رشد عرفان و حماسه است و در آن موسیقی انسان را به تفکر و تعقل وادار میکند تا به کمال برسد . در این شهر باستانی حوادث ناگوار تاریخی و مرزی بودن در کنار زیستن اقوام  و ادیان مختلف  در آن شالوده موسیقی را تشکیل داده است که مردمان آن عواطف و احساسات خود را بدین گونه ابراز داشته اند و حقا از عهده این کار خوب بر آمدند.

موسیقی عاشیقی در این شهر به یک قوم  و دین خاص اختصاص ندارد . ترکها ، اهل سنت ، مسیحیان و یهودیها همه به یک زبان (ترکی آذری) آنرا اجرا می کنند و همه این هنرمندان در میان ساکنان  شهر دارای منزلت  ، اعتبار و جایگاه خاصی هستند .

در مکتب عاشقی ارومیه عاشیق همه کاره است هم می خواند هم می نوازد ، هم می خروشد هم ناله می کند ،هم کاسب است هم عاشق. در این مکتب بر خلاف سایر مکاتب صدای ساز قوپوز را می توان به وضوح شنید و عاشیق به راستی عاشیق است  نه خواننده ارکستر با کمک بالابان و دایره.

مکتب عاشیقی ارومیه قدیمی ترین و اصیل ترین مکتب عاشیقی در آذربایجان است که عاشیقهای آن هم به لحاظ خوانندگی و هم به لحاظ نوازنده گی از چیره دست ترین هنرمندان هستند که نوع اجرای آنهارا به غیر از ارومیه و شهرهای اطراف نمی توان در هیچ کجای جهان  شنید و بدین لحاظ ارومیه شهری صاحب سبک در موسیقی است که کمتر شهری در جهان از آن بهره مند است.

ارومیه در کنار جاذبه های منحصر به فرد تاریخی و طبیعی ، نقل بیدمشک و عرقیات گیاهی  که آنرا مشهور عام و خاص کرده است صاحب یکی از غنی ترین و اصیل ترین موسیقیهای محلی است که جا دارد به آن بیشتر پرداخت گردد و به عنوان سوغات فرهنگی این شهر و یکی از جاذبه های توریستی و یکی از میراثهای بشری از آن استفاده شایسته گردد.

در مکتب عاشیقی ارومیه در حال حاضر 54 مقام موسیقیایی توسط عاشیقها اجرا  می گردد که  موضو های مختلف عرفانی – حماسی و اجتماعی را در بر می گیرد ،مقامهایی مانند دیوان و تجنیس در حوزه عرفان ، دو بیت – جمشیدی – دورا خانی و سیاستاپل در حوزه حماسی و مقامهایی مانند تاجری -غربتی  هجران و شکریازی با رویکرد اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد که این نامگذاری ها بر اساس ذات آهنگ ، محلهای جغرافیایی و یا نام افرادی که احتمالا بوجود آورنده مقام بوده اند و یا به نام یکی از نزدیکان خود  ویا یکی از امرا و خوانین محلی  نامیده اند بوده است.

در این مکتب بزرگانی ظهور کرده اند که متاسفانه به دلیل فقدان پژو هشهای لازم در این زمینه و عدم تاریخ نویسی ، شرح حال آنها  در هاله ایی از ابهام وجود دارد  اما از مشهور ترین این افراد می توان به هنرمندانی مانند دوللو مصطفی – عاشیق اباذر – عاشیق فرهاد و عاشیق درویش اشاره کرد که  نقش هر کدام از این هنرمندان در رشد و شکوفایی این مکتب در دوران خود بسیار حائز اهمیت می باشد.

آنچه که از آثار باقی مانده در این زمینه استنباط میگردد هنر عاشیقی در گذشته تنها محدود به نواختن و خواندن نمی شده بلکه عاشیقها علاوه بر داشتن این دو خصیصه هنرمندانی عارف و در عین حال شاعر بودند که شاهد این موضوع را می توان در آثار عارف ، شاعر ، و هنرمند عاشیق بزرگ به نام دوللو مصطفی به راحتی درک کرد.

از طرفی عاشیقها در ارومیه علاوه خواندن اشعاری از شاعران بزرگی چون بالو لو مسکین – دوللو مصطفی – خسته قاسم – عباس توفارقانلی، راویان اصلی داستانهای هستند که سینه به سینه از روزگاران کهن حفظ کرده و آنها را در قالب مقامهای عاشیقی برای سیل مشتاقان ارائه می کنند و این در حالی است که در سایر نقاط عاشیق خیز ایران و حتی در کشورهای ترک زبان همسایه بسیاری از این داستانها از بین رفته و فراموش شده و یا عاشیقها به حفظ دو یا سه مورد از این داستانها اکتفا کرده اند. اهمیت حفظ این داستانها ی اساطیری در میان عاشیقهای ارومیه به حدی است که درجه استادی هنرمند را از تعداد داستانهایی که در سینه دارد می سنجند .

حیدر بهرام – کور اوغلو در 18 داستان با موضوهای مختلف – اصلی ، کرم – شکاری – غریب ، شاه صنم  و دهها عنوان دیگر گنجینه هایی هستند که حاوی نکات بیشمار اخلاقی ، انسانی ، عرفانی و حماسی می باشند که توسط عاشیقها روایت می شوند  و این مسئله نشان از اصالت هنری مکتب عاشیقی ارومیه و غنای فرهنگی شهری دارد که از هزاران سال گذشته در کنار دریاچه لاجوردی به حیات خود ادامه داده است .

 باشد که در حفظ آن کوشا باشیم و در انتقال آن به فرزندانمان کوتاهی نکرده و به هنر پاک و فرهنگ غنی خود افتخار کنیم.

داریوش علیزاده – ارومیه شهریور1392

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1392ساعت 11:27  توسط داریوش علیزاده  | 

مکتب آشیقی ارومیه

مکتب عرفان ، اندیشه و حماسه

آشیق سرایشگر حماسه­ها و سرگذشت ملت خویش و یار و یاور شادیها و غمهای سرزمین خود است. هر چند دلایل قانع کننده­ای برای شروع مکتب آشیقی از یک تاریخ معین موجود نيست، ولی بنابر شواهد موجود می­توان سابقه­ای چند هزار ساله برای آن متصور شد. چنانچه از دوران قبل از اسلام نیز شواهدی دال بر وجود آشیق در ایران موجود است.

 اولین آشیقی که امروزه می­توانیم از او نام برده و اطلاعاتی راجع به آن بدهیم. پیر و راهنمای ایل اوغوز، دده قورقوت می­باشد. بنابر روایاتی دده قورقود، اولین ترک مسلمان شده و اولین مبلغ اسلام در میان ترکان نیز می­باشد که بعد از ملاقات با پیامبر گرامی اسلام و تقبل اسلام، به میان ایل خویش آمده و اوغوزان را دعوت به اسلام  کرده است.

 بعد از دده قورقود راجع به آشیقهای بعد اطلاعات موثقی موجود نیست. با اطمینان می­توان گفت در طول دوره­های تاریخی، آشیق در این سرزمین موجود بوده، گرچه با نامهای مختلفی از قبیل؛ وارساق، اوزان و ... . آشیقها روایتگر شفاهی حماسه­ها و داستانهای سرزمین خویش بوده است و تا چند دهه اخیر، ادبیات آنان هیچگاه به صورت مکتوب در نیامده بود.

 با ظهور سلسله­ي صفویه، نامی از آشیق نیز به میان آمده و بنابر اطلاعات موجود اولین آشیق(با نام آشیق؛ قبل از آن اوزان ناميده شده­اند)، در این دوره ظهور می­کند. آَشیق قربانی، آشیق و شاعر هم عصر شاه اسماعیل صفوی است که به دربار شاه اسماعیل راه می­یابد و اولین شخصی است که بنابر اطلاعات موجود از او با عنوان آشیق یاد می­کنند و آثارش كمابيش در دست است، بنابراین می­توان گفت، مکتب آشیقهای آذربایجان به سبک و سیاق امروزی، از دوره صفویه شکل گرفته و تا به امروز تکامل یافته است. بعد از قربانی ما به آشیقهای بعد از آن می­رسیم که هرکدام تأثیراتی بر مکتب آشیقی گذاشته و در پیشبرد این مکتب کوشش کرده­اند. مانند آشیق عباس توفارقانلی، آشیق مسکین ابدال، خسته قاسم، آشیق آلی، آشیق علعسگر، آشیق دوللو مصطفی و ... .

در بحث مکاتب آشیقی نیز باید بگوئیم، ما امروزه یک مکتب واحد آشیقی داریم که خود این مکتب به زیرمکتبهای مختلفی تقسیم می­شود که هرکدام نقشی را بر عهده گرفته و بنا بر اقتضای محیط خود، گوشه­ای از ادبیات شفاهی را حفظ کرده­اند. از بین مکاتب موجود در ایران که نوازندگان آن از ساز قوپوز استفاده می­کنند،  می­توان به مکتب آشیقی تبریز-قره داغ، اورمیه، هشتری، سولدوز، قم-ساوه، همدان اشاره کرد. که مکتب آشیقی اورمیه و تبریز-قره داغ را می­توان دو مکتب مهم و پویا در بین مکاتب فوق نام برد. در این بین مکتب آشیقی اورمیه را مورد بحث و بررسی مختصر قرار خواهیم داد تا هاواها و مکتب آشیقی اورمیه را بهتر بشناسیم و بتوانیم فرق آن با دیگر مکاتب را درک کنیم.

آشیق در مکتب ارومیه برخلاف دیگر مکاتب، به صورت تکنواز و انفرادی در مجالس ظاهر شده و به اجرای هاواهای خود می­پردازند، همچنین در هاواها نیز با دیگر مکاتب مانند تبریز-قره داغ ، هشتری و... تفاوتهایی دارند که این خصوصیت، مکتب اورمیه را از مکاتب دیگر متمایز می­کند. هاواهای موجود در مکتب اورمیه، برخلاف مکاتب دیگر، اکثراً ریتمیک نبوده و به نوعی سکون و اندیشه در بیشتر آنها دیده می­شود. از دلایل ریتمیک نبودن اکثر هاواهای مکتب اورمیه می­توان به همراهی نکردن بالابان و دایره در اين سبک اشاره کرد.

در طول سالیان دراز در مکتب آشیقی تبریز، آشیق هم نصیحتگر و اندرزگوی مجلس بوده و هم نوازنده رقص و شادی آن دیار. اما در آذربایجان غربی و سبک اورمیه، این دو وظیفه از هم متمایز شده و توسط اشخاص جداگانه­ای اجرا شده­اند.

در محیط آشیقی اورمیه، آشیق به عنوان نصیحتگر و داستانگو ظاهر شده و در مجالس عروسی و شادی در داخل منزل ،مجلس و یا درقهوه­خانه­ها به ایراد نصیحت و پند و اندرز مشغول شده است و وظیفه­ی موسیقی شاد و ریتمیک را به دهل و سرنا داده است که آن هم در بیرون از مجلس آهنگهای شاد و ریتمیک را اجرا کرده است.  اما در مکتب تبریز-قره داغ این دو با هم ادغام شده و به خاطر اینکه قوپوز با دهل و سرنا نمی­توانسته هماهنگی کند، به صورت گروه سه نفره قوپوز-بالابان- دایره درآمده است، که آن هم به نوبه خود باعث ایجاد هاواهای شاد و ریتمیک بسیاری در آن مکتب شده است و از طرفی اصالت موسیقی آشیقی را زیر سوال برده است . امروزه همین امر یعنی ادغام سه ساز فوق، از لحاظ علمی باعث پیشرفت و گسترش آن مکتب در میان خوانندگان و هنرمندان غیر آشیق نیز شده است.

تعداد هاواهای مخصوص مکتب اورمیه در حدود 60 می­باشد که در برخی از آنها با مکتب تبریز-قره داغ و همچنین هشتری اشتراک دارند.

با توجه به گفته اساتید موسیقی دانشگاه دولتی باکو سبک اورمیه را می­توان به عنوان قدیمی­ترین موسیقی موجود در خاورمیانه معرفی کرد، چرا که با بررسی و تحقیق بر روی این موسیقی  و نتها و پرده­های اجرایی آن می­توان قدمت آن را تا دوران سومر پیش برد. پروفسور محرم قاسملی، عضو آکادمی علوم جمهوری آذربایجان و فولکلورشناس برجسته و محقق موسیقی آشیقی نیز مکتب آشیقی اورمیه را قدیمی­ترین مکتب در بین مکاتب آشیقی دانسته و حتی  قدمت بعضی از آهنگهای آن را به قبل از پیدایش آشیق و در دوره­ای که آشیق و بخشی  و آکین از هم جدا و منفک نشده بودند، می­برد. به عقیده پروفسور قاسملی، در آهنگهای اجرا شده در مکتب اورمیه، می­توان روح مشترک، بخشی­های خراسان، ترکمن و ازبک و آکینهای قزاق و همچنین دیگر مکاتب آشیقی را حس کرد که این هم به نوبه خود این فکر را در ذهنها تداعی می­کند که این مکتب قبل از انشقاق مکاتب و موسیقیهای فوق وجود داشته و به نوعی پدر آنها محسوب می­شود  و این مسئله ارزش و قدمت این مکتب را دوچندان می­کند. اما صرف نظر از نظریه­های فوق و با توجه به آثار رسیده به دست ما می­توان قدمت مکتب اورمیه با سبک وسیاق امروزی را حداقل 250-300 سال تخمین زده و تاریخ نگاره­ای به قدمت 200-250 سال نیز می­توان برای آن نوشت که دربردارنده رویدادها و ابداع هاواها و اشعار شاعران و آشیقهای آن و به طورکلی  ادبیات آشیقی مخصوص مکتب اورمیه باشد.

در مکتب آشیقی اورمیه، آشیقهایی مثل دوللو مصطفی، بگمز قولو، همت، ایشو و دوللو اباذر، و ...    را می­توان نام برد که هر کدام در عصر خویش یلی برای خود بوده­اند و نقش هر کدام در پيشرفت محیط آشیقی اورمیه بی­بدیل بوده است.

از آشیقهای 100 سال اخیر این مکتب نیز می­توان به آشیق جواد، آشیق یعقوب، آشیق اسد خویلو، آشیق حسن قاشیقچی، آشیق فرهاد، آشیق علی قیزیلباش و از آشیقهای معاصر می­توان آشیق عزیز، آشیق درویش، آشیق دهقان، آشیق اسمعلی و ... را نام برد.

هاواهای آشیقی موجود در مکتب اورمیه تا به امروز، به نت کشیده نشده و همچنان از سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر منتقل می­شود. این هاواها خود از لحاظ مضمون به چند قسمت تقسیم می­شوند:

1-    هاواهای حماسی؛ مانند: مصری، دوراخانی، محترمی، حربی و ...

2-    هاواهای عرفانی مانند:  دیوان ، تجنیس ،صوراسرافیل، قارص، تاجری و ...

3-    هاواهای شاد مانند؛ گؤزللـه­مه، دستان، سولدوزو، دیک داباتی و ...

4-    هاواهای غمناک و هجران مانند؛ غربتی، قره­باغی، دول هجرانی و ...

5-    هاواهای وارد شده از مکتب آشیقی ترکیه مانند؛ عثمانلی شرقیسی، اورمیه شرقیسی.

در بحث چگونگی نامگذاری هاواها هم می­توان ذکر کرد که برخی از هاواها از نام اشخاص سازنده­ی آن هاوا و یا کسانی که آن هاوا را به افتخار او ساخته و تقدیم او کرده­اند آمده است. مانند؛ آغاخانی، دوراخانی، جمشیدی و ..... برخی دیگر از اسم روستا و یا شهر و یا مکان مبدأ آن آهنگ گرفته شده­اند. مانند روضه گرایلیسی(روضه؛ اسم رودخانه­ای در شمال شرق اورمیه)، شکریازی( اسم روستایی در سلماس)، همدان گرایلیسی, خوی امراهیسی. 

آهنگهایی که به اسم طایفه­ای و یا قومی نامگذاری شده­اند؛ مانند: شاغی و ترکه­مه، .برخی از آهنگها هم بنا بر اقتضای شعری که با آن خوانده می­شود و یا بر طبق خواسته سازنده­ی آن هاوا بدون دلیل خاصی نامگذاری شده است؛ هاواهایی از قبیل دیوان، گرایلی، تجنیس، دستان و ... نیز از این قبیل­اند.

این هاواها هم به نوبه خود ، در زمان ایفا و تقدم و تأخر با هم فرق دارند. مثلاً آشیق در شروع مجلس باید دیوانی بنوازد. به طوری که بدون دیوانی مجلس را شروع نمی­کنند. آن هم دلیل خاص خود را دارد.

1-    مضمون اشعار دیوانی بیشتر، حقیقت و شریعت بوده و مضامینی مانند مدح خدا، پیامبر و ائمه و همچنین پند و نصیحت و اندرز است. آشیق هم مجلس خود را با این مفاهیم شروع می­کند. دیوانی در مکتب اورمیه سه نوع است؛ کسمه دیوان، شاه ختایی دیوانی.، عثمانلی بحریسی و  یا بحری دیوان.

2-    صدای آشیق در شروع اجرا و خواندن هاواها این اجازه را نمی­دهد تا هاواهایی که در اوج و زیر اجرا می­شود را بخواند. در غیر این صورت ممکن است صدای آشیق گرفته شده و از ادامه اداره مجلس برنیاید. از همین روی، هاواهای دیوانی به خاطر اینکه در قسمت بالایی قوپوز نواخته شده و به خاطر بم بودن پرده­های بالایی قوپوز نیاز به بالا بردن صدا و به اوج رساندن صدای آشیق نیست. از این روی از  آنها برای تنظیم صدای خود استفاده می­کنند.

اما گروه دوم آهنگهایی هستند که بعد از دیوانی خوانده می­شوند، آنها هم هاواهایی مثل تجنیس و ترکه­مه و تاجری است که این هاواها نیز نیاز زیادي به اوج رساندن صدا نمی­باشد و در حد متوسط و بینابین هستند. اما گروه سوم به نام هاواهای خدنگی معروفند، که بیشتر مواقع در پایان مجلس و اجرای آشیق ایفا می­گردد. زیراکه صدای آشیق بعد از خواندن چندین هاوای به اصطلاح نرم و متوسط آماده اجرای هاواهایی است که نیاز به بالا بردن صدا و به اوج رساندن و یا در زیرخواندن آن می­باشد. هاواهایی مثل قره­باغی، شکریازی و .... از آن نوعند.

در بحث ادبیات آشیقی، محیط آشیقی اورمیه مشابه دیگر مکاتب آشیقی است که اشعار به کار برده شده توسط آشیقهای آن اشعار هجایی است که در قالبهای بایاتی، گرایلی، قوشما، دیوانی، تجنیس و جیغالی تجنیس می­باشند. از شاعران مشهوری که از 200 سال پیش تاکنون در این محیط فعالیت داشته­اند، می­توان دوللومصطفی، بالوولو مسکین، قول هارطون، عندلیب، پورآذر، دده کاتب، یداله پاشایی و صدها شاعر دیگر را نام برد که هر کدام در هر یک از قالبهای فوق شعرهایی داشته­اند .

اما داستانهای آشیقی این محیط نیز غنی هستند. بنا به گفته­ی آشیقهای پیش کسوت و استاد تعداد داستانها تا 50 سال پیش از 70 داستان تجاوز می­کرد اما به علت عدم کتابت آنها تعداد آنها امروزه به 40-45 داستان رسیده است. داستانهای محیط آشیقی اورمیه همانند سایر مکاتب است و فقط بعضی­ از آنها مخصوص این مکتب و بعضی نیز روایاتشان متفاوت است. در بحث مضمون نیز داستانهای آشیقی مضامینی مانند حقیقت، شریعت، یاد خدا ، توسل به خدا و ائمه اطهار بخصوص علی(ع) ، عاقبت نیکی و بدی و مردی و ناجوانمردی، عاقبت خیانت و دروغگویی، دعوت به راه راست  دارند که هر کدام از آنها راهگشای زندگی دنیوی و  زمینه­ساز رستگاری زندگی اخروی است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1392ساعت 10:2  توسط داریوش علیزاده  | 

شهناز سلطان تار ایران است

همگان میدانند مرگ نهایت زندگی آدمیزاد است و مجالی از این بابت برای هیچکس نیست . اما مرگ یک هنرمند با یک انسان عادی بسیار متفاوت است ،زیرا مرگ حقیقی انسان هنرمند پایان روزهای زندگی او نیست بلکه بلوکه کردن وپایان فعالیت هنری اش زمان مرگ آن  هنرمند است.

تاریخ ایران سرشار از این بی مهری هاست و متاسفانه جلیل شهناز نیز نتوانست از این قاعده فرار نماید و در بهترین سالهای عمر خود زمانی که در اوج و پختگی هنریش قرار داشت به علت ندانم کاری برخی از مسئولان از ادامه حیات هنری خود در رسانه ها ، خصوصا دیداری محروم گردید و در واقع ملت ایران از وجود هنری این هنرمند بزرگ و با اخلاق سالهای سال محروم شد.

 استاد جلیل شهناز از آن دسته هنرمندانی بود که همانند حافظ ، سعدی و مولانا باید سده ها از تاریخ این مملکت بگذرد تا همچون مردی بار دیگر ظهور کرده و پا جای پای هنرمندان بزرگ دورانهای گذشته این سرزمین قرار دهد . شهناز ستاره پر فروغ آسمان بیکران موسیقی ایران بود و آن طور که بر می آید سالها باید بگذرد تا همچون هنرمندی بار دیگ پا بر عرصه وجود گذاشته و بدرخشد.

استاد شهناز نواختن ساز تار را به کمال رساند و با اجراهای تکنیکی و شیرین نوازیهای خود این ساز قدیمی و خوش صدا را از گوشه ی  قهوه خانه ها و کاباره ها در آورده و به عنوان ساز ملی ایران به جهانیان معرفی نمود.

بی شک بداهه نوازیهای بی نقص این عجوبه ا ی موسیقی که حکایت از هوش و استعداد ذاتی این هنرمند دارد هیچگاه از حافظه ملت هنر دوست ایران و آثار موسیقیایی این سرزمین پاک نخواهد شد زیرا شهناز سلطان تار ایران است.یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

داریوش علیزاده

دانش آموخته تار ایرانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1392ساعت 9:12  توسط داریوش علیزاده  | 

کنسرت موسیقی عاشیقی در ارومیه برگزار شد

 

بعد از سالها، نخستین کنسرت موسیقی عاشیقی به همت واحد موسیقی حوزه هنری آذربایجان غربی طی روزهای نوزدهم و بیستم اردیبهشت ماه سال جاری در ارومیه برگزار شد.

در این کنسرت دو روزه، گروه موسیقی فولکلور ساری تل به سرپرستی عاشیق قربان پور ولی علیار و همراهی محمد محمدی، خداداد سبزی، بهزاد جوست، سهند بابایی و سهند پور ولی علیار تعداد 14 عنوان آهنگ موسیقی عاشیقی در مکتب قره داغ را با تکنوازی ساز قوپوز در میان سیل استقبال و تشویق علاقمندان به موسیقی عاشیقی اجرا کردند.

 در بخش نخست این کنسرت مقامهای اورتا شاه ختایی، پاشا کوچدو، شیروان مخممسی  ،دورا خانی، به همراه تصنیفهای ماهور و اینجه گولو و تکنوازی قوپوز اجرا شد. همچنین چیلدیر گوزللمه سی ، ایروان چوخوری، شئشنگی، آنا بایاتی سی، ساری تئل، لاچینی و نازلی یار عنوان آهنگهایی هستند که در قسمت دوم این کنسرت با هنرمندی گروه ساری تل اجرا گردیدند.

 مسئول واحد موسیقی حوزه هنری آذربایجان غربی درباره برگزاری کنسرت موسیقی عاشیقی اظهار داشت: برگزاری کنسرت موسیقی عاشیقی در آذربایجان غربی جزو نخستین فعالیتها صورت گرفته  در این قالب است که به صورت رسمی اجرا می گردد.

داریوش علیزاده افزود: شهرستان ارومیه یکی از اصلی ترین و منحصر به فردترین مراکز موسیقی عاشیقی سطح جهان است که با توجه به استقبال گسترده مردم از این نوع موسیقی، در آینده شاهد برگزاری کنسرتهای مشابه در این زمینه خواهیم بود.

علیزاده در ادامه با اشاره به فعالیتهای صورت گرفته در حوزه هنری آذربایجان غربی با هدف حفظ و ترویج موسیقی فولکلور گفت: واحد موسیقی حوزه هنری آذربایجان غربی طی سالیان اخیر با انتشار سه عنوان مجموعه موسیقی عاشیقی با عنوان اورمودان گلن سسلر و افتتاح کانون عاشیقها همراه با اجرای هفتگی مراسم اجرای موسیقی عاشیقی گامی مهم و موثر را در جهت رشد و شکوفایی این هنر در سطح کشور برداشته است.

استان آذربایجان غربی سرزمین موسیقی است که در آن موسیقی عاشیقی جایگاه ویژه ای را در بین مردمان آن دارد و به عنوان اصیل ترین و بومی ترین هنر فولکلور ، بخش عمده ای از آداب و سنن و تفکرات انسانهای این منطقه در آن تجلی یافته است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 9:35  توسط داریوش علیزاده  | 

 

داستان سرایی در کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی آغاز شد

 

سرایش داستانهای فولکلور آذربایجان از هفته گذشته با هنرمندی تعدادی از عاشیقها در میان استقبال گسترده مردم در کانون عاشیقهای حوزه هنری آذربایجان غربی آغاز شد.

در این برنامه که در قالب برنامه های هفتگی کانون عاشیقها برگزار می گردد در مرحله نخست، داستان معصوم و افروز در هر جلسه به مدت 20 دقیقه توسط عاشیق حیدر نیرومندی و همراهی سایر هنرمندان این عرصه اجرا می گردد که به ترتیب بعد از پایان این داستان سایر داستانهای فولکلور بر روی صحنه می روند.

معصوم و افروز داستان قدیمی و عاشقانه پسر یکی از معروفترین تاجران کشور یمن با دختر خاقان چین است که در قالب موضوعی افسانه ای و سرشار از مسائل ارزشی دینی و اجتماعی بیان می گردد.

در موسیقی عاشیقی، خصوصاً در مکتب عاشیقی ارومیه بیش از 45 عنوان داستان وجود دارد که منشاء پیدایش آنها مشخص نیست و از گذشته های کهن، سینه به سینه توسط عاشیقها حفظ و نقل شده است.

گستره جغرافیایی داستانهای فولکلور آذربایجان بسیار متنوع می باشد و از چین و هند شروع شده و به مناطق مرکزی اروپا و از طرفی به عربستان و کشورهای عربی ختم می شود. مجموعه داستانهای کوراوغلو، حیدر و بهرام، اصلی و کرم، عبداله خان، جمشید شاه و بابا نیسان تنها بخش کوچکی از این گنجینه بزرگ فرهنگی و ارزشی هستند که در آنها مسائل مختلف انسانی، دینی و عرفانی و اجتماعی از قبیل عشقهای پاک، جنگها و دلاوریها و بسیار دیگر از موضوع ها توسط قهرمانانی که گاهی پادشاه و یا متعلق به طبقه اشراف و گاهی راهزن و جزئی از طبقات عادی جامعه می باشند اتفاق می افتند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392ساعت 9:34  توسط داریوش علیزاده  | 

عاشیق درویش وهاب زاده

 

عاشیق درویش وهاب زاده در سال 1309 شمسی در یکی از روستاهای اطراف دریاچه اورمیه به نام کردلر دیده به جهان گشود. وی یکی از ستاره های درخشان آسمان موسیقی محلی آذربایجان در حوزه غربی آن است .

به جرات میتوان گفت که ادامه حیات فعلی موسیقی عاشیقی در آذربایجان غربی مدیون این هنرمند نام آشنای موسیقی است طوری که مردم آذربایجان غربی ، بویژه ارومیه موسیقی عاشیقی را با صدای مرحرم عاشیق درویش میشناسند. 
                                                           
.وی علاوه بر ارائه سبک خاص در مکتب عاشیقی ارومیه،مقامهای موسیقی محلی را آنچنان زیبا و دلنواز اجرا میکند که هر شنوندایی را وادار به تحسین مینمایید. درویش علاوه بر اینکه هنرمندی تمام عیار بود دارای سجایای اخلاقی بیشماری نیز بود که نام اورا تا ابد زنده نگه خواهد دشت .

او پای ثابت برنامه های موسیقی در رادیو اورمیه بود و هنگام پخش صدای وی تمامی مردم دور رادیو را میگرفتند و مستانه هنرمندی وی را گوش میدادند.

 عاشیق درویش شاگرد استاد فرهاد بود واز محضر استاد حسن خان چوبان استفاده کرده بود . از شاگردان وی می توان به عاشیق اسمعلی لطفی –عاشیق ذکریا ملکی – عاشیق عبداله اشرفی و تنی چند اشاره نمود .

وی در سال 1372 شمسی در اورمیه به دیار باقی شتافت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 9:45  توسط داریوش علیزاده  | 

عاشیق فرهاد سلیمی |

 

عاشیق فرهاد سلیمی یکی از هنرمندان صاحب سبک در مکتب عاشیقی اورمیه است که تکنیک سازی و صدای دلکش و گرم او امروزه نیز زبانزد پیشکسوتان این هنر میباشد.

 وی در سال 1273 شمسی در روستای دیزج دول از توابع شهرستان اورمیه به دنیا آمده و از محضر استادانی چون میرزای کرگنی استفاده کرده است .

 از شاگردان وی میتوان عاشیق عزیز مرادخانی و عاشیق درویش وهاب زاده را نام برد. وی در سال 1341 شمسی دعوت حق را لبیک گفت و در ارامگاه عرب باغی ارومیه به خاک سپرده شد.

نمونه صدای وی تا همین اواخر برای همگان گم و ناپیدا بود که بالاخره با تلاش دست اندر کاران  کانون عاشیقهای اذربایجان غربی و آقای احمد اسدی دو نمونه از آثار وی که در روزهای آخر عمرش در رادیو تهران ظبط شده پیدا شده است که برای نخستین بار ارائه میشود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391ساعت 9:44  توسط داریوش علیزاده  | 

مطالب قدیمی‌تر